نمی دانم می دانید ملک مقوا یعنی چه یانه؟
مام جانم همیشه این ترکیب را برای آدمهای مردنی به کار میبرد. خوب حالا چرا ملک مقوا؟
هر کی گفت جایزه دارد. چه جایزه ای؟ بستگی دارد که کی بگوید... اگر شما باشد از همین جا یک بوس افنخاری برایش حواله می کنیم. حالا اگر نگرفت دیگر تقصیر خودش هست.
( نکند شما هم به نوعی ملک مقواست؟)
ولی اگر شما جواب را دادید فقط بهتان می گوییم بارک الله. زرنگید..
درست است. یک کمی شوخی مان گرفته...
داشتم می گفتم.. ملک مقوا کنایه هست از آدم های ریغو ، لاغر و مردنی که زیادی هم از خودشان قمپز در می کنند.حالا اصل ملک مقوا یعنی چی؟ ملک که همان پادشاه هست و مقوا هم که معرف حضور همگی و ملک مقوا به معنی پادشاه مقوا یی هست که نه قدرت شاه را دارد نه جلال و جبروتش را . فقط از دور که نگاهش کنی یک دهلی دارد.یک مقوای زرق و برق دار هست که لابد قدیم ها توی جنگ ازش استفاده می شده که مثلا دشمن ازدور که دید می انداخته ، فکر کند این همان آقای پادشاه هست و لابد تیری بیندازد و.... ازین صحبت ها...
همه ی این حرف ها برای این بود که بگویم این شده چکاره ی کار ما... یک عده ای در مدینه ی فاضله مان(منظور را که هی نباید جار بزنم. خودت باید بفهمی که مدینه ی فاضله کجاست. ..باز نفهمیدی؟ یعنی همان جا که می رویم تا لقمه ای نان در بیاوریم!!!) ملک مقوا هستند. از دور که نگاهشان می کنی، به نظر می آید دارند کار می کنند و چبزی حالی شان هست بس که ژست می گیرند ؛ اماوقتی میروی جلو ، می بینی ای بابا؛ هیچ چیز در چنته ندارند ولی تا دلت بخواهد بلدند قمپز در کنند...
حقیقتش این هست که دیدن این ملک مقوا های خدا برکتی و کار کردن با آن ها یک خورده بیشتر از حد معمول بعضی جاهای آدم را خراش می دهد.. خراشش هم با هیچ پمادی و دارویی از بین نمی رود مگر با پشت سر گذاشتن آن ها؛ ووقتی آن ها کلفت باشند وما نازک معلوم است که نتیجه چه خواهد شد...
یادم افتاد به حرف دکتر شریعتی: " حماقت عجب موهبتی است." مثل اینکه ملک مقوا بودن و خبر نداشتن از مقوایی بودنت هم نعمتی هست که کاینات ما را ازش محروم کرده. مثل خیلی چیز های دیگری که ازشان محروممان کرده ونمی دانیم چرا؟ آخر ما که بیشتر می فهمیم. ما که بیشتر خوانده ایم و می خوانیم. ما که درکمان قوی تر است ... پس چرا ملک مقوا ها جلوترند؟ تو می دانی چرا؟


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر