۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

کی خواستن دلیل خواسته؟

سلام خودم...
دلم می خواهد از شما بگویم و اصلا اینکه این شما قابل تامل هست یانه؟
می دانی،دل خودم هوا می کند که شما را داشته باشد. حالا این هوای دل به چه خاطر هست ؟ خودم هم خیلی مطمئن نیست. شاید این نیمچه قدرت شما ، خودم را به سویش سوق می دهد و شاید هم چون خیالش زیادی از خودش راحت هست ، خودم را وا می دارد که کمی راحتی خیالش را ازش سلب کند و نمی داند می تواند یا نه...
اما دلیل هر چه که باشد دلش هوا می کند شما را داشته باشد، با شما راحت باشد و راستش را بگوید: دوست دوست باشد. آخر داشتن یک شما ، که شنونده ی خوبی باشد و حرفهایت را هم زود زود و به سرعت بفهمد ، خیلی دلچسب هست. ولی خوب... خودم پر از حوادث وحوادث هست و شما خالی خالی به نسبت خودم....دنباله های خودم کجا و بی باری شما کجا؟ گر چه خودم ، خودش را راحت تر از آن می داند که هست و یا واقعا هم راحت هست ؛اما شما که اینطور فکر نمی کند و گویا زیادی هم مهذب هست...
چه می دانم... خودم دلش می کشد که با شما باشد فقط همین!!
اصلا بیا یک کم ساده تر فکر کنیم: هر کس، ،من جمله خودم می تواند چیزی را فقط برای خودش داشته باشد، نمی تواند؟ خوب ، برای خودم ، فعلا این شما ، آن چیزی است که می خواهد. با همه ی اختلافاتش !حالا می خواهد اطراف خودم پر حادثه باشد ، می خواهد نباشد....فعلا خودم شما را می خواهد، همین و بس!! هی فلسفه بافتن هم ندارد.

هیچ نظری موجود نیست: