عجب دلم هوس کرده که ببوسمش...و نمی شود .
گاهی وقت ها تو، در ذهن خودت یک چیزی را می پرورانی وبزرگش می کنی اما نمی دانی که واقعیت دارد یا نه... منهم الان همین حس وحال را دارم.
ومی دانی ؟ مثل اینکه اصلا برایم مهم نیست که واقعیت داشته باشد، یعنی اصلا مهم نیست که این حسِ دلخواهِ بوسیدن، دو طرفه باشد، مهم این هست که من این حس را دارم و خوب احساسش می کنم ...
دلم می خواهد یک بوسه ی کوتاه و سریع از او بگیرم( ببین!! نمی گویم به او بدهم. می دانی چرا؟ چون خودم هستم که انتخاب کرده ام و قشنگی ماجرا اینجاست.) یک بوسه که نه تند تند باشد و نه با تانی ... تا لذتش، با شوکِ حاصل از آن ،از خود بدرش کند و مرا هم.
آخ.. عجب...

